۱۳۹۰ فروردین ۲۳, سه‌شنبه

مرگ اشارتی است به حیاتی دیگر

آنگاه که دو نیمه وجود انسان یکدیگر رامی یابند نطفه شکل می گیرد و هستی آغاز می گردد: حیاتی در زندان تنگ و تاریک زهدان کسی که نطفه پاره ای از وجود اوست. ازاو تغذیه می شود و تا هنگامی که پا به دنیای زمینی بگذارد و حیاتی دیگر را تجربه کند، همراه و هم نفس اوست. درآنجا مسیر تکاملی خود را طی می کند تا برای گذار به این دنیا آماده شود. دراین مسیر مادر که حامل اوست نیز دگرگون می شود، چیزی در او می شکفد، چیزی در او پدید می و چیزی ناپدید می گردد ...
بخشی از تکامل در بطن مادر رخ می دهد، پس از تولد سیر جدیدی از تکامل جسمی، روحی و معنوی آغاز می گردد که تا آخر عمر ادامه خواهد داشت. مسیری که گاه هموار است و گاه ناهموار و بر ماست که فراز و نشیب ها را طی کنیم و سوی کمال پیش رویم.

درد و رنج پیش درآمد تولد و گذرگاهی است برای گذار به مرحله جدیدی از رشد و تکامل، و نیک می دانیم که زایش هرگز سهل و آسان نبوده و نخواهد بود. همچنان که دانه تنها پس از نشان دادن استقامت خود می تواند سر از خاک بیرون آورد، انسان نیز اگر از پس مشکلات برآید می تواند مسیر تکاملش را ادامه دهد و به جلو گام بردارد وگرنه به مرداب یاس و ناامیدی فرو می رود و یا به لجنزار کشیده می شود.

انتخاب با ماست چه واکنشی دربرابر دشواری ها نشان می دهیم؟ وامی دهیم و در مرداب یاس فرو می رویم، از خشم به لجنزار کشیده می شویم یا بردباری به خرج می دهیم و در مسیر کمال دوباره متولد می شویم؟

حاصل این انتخاب در انتهای این حیات زمینی پیش روی ما قرار خواهد گرفت؛ آنجا که حیاتی دیگر آغاز می گردد. چرا که "مر گ اشارتی است به حیاتی دیگر".

(برای اکرم خانم، زمستان هشتاد و نه)

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر