- نخستین گام انتخاب کتاب مورد نظرم است. گاه بعد از خواندن چند کتاب و گاه با اولین کتابی که می خوانم کتاب مورد علاقه ام را پیدا می کنم. این یک امر کاملا تصادفی است. کافی است متن آن به دلم بنشیند، با آن ارتباط خوبی برقرار کنم و شوق ترجمه آن در دلم بشکفد.
- در متن های کوتاه از ابتدای بازخوانی زیر کلماتی که معنی اش را نمی دانم خط می کشم، و در متن های بلند این کاررا فصل به فصل یا هر چند صفحه انجام می دهم.
- معنی کلمات را با توجه به مفهوم شان در جمله جستجو می کنم.
- اسامی خاصی که به نظر می رسند پیشینه ای دارند از طریق اینترنت جستجو می کنم و در زیرنویس می آورم.
شروع به نوشتن جملات می کنم. باید دقت کنم که با چشم باز کلمات را ببینم تا ذهنم به کلمه مشابه ای قلاب نیندازد.
- متن های پیچیده را بارها و بارها می خوانم. مدتی از آن فاصله می گیرم و بعد مجددا به آن برمی گردم. رفته رفته پرده ها کنار می رود و معنا از لفاف واژگان بیرون می آید.
- پس از پایان ترجمه اولیه از ابتدا آن را با متن مقابله می کنم. گاه عبارات یا کلماتی را که جا افتاده اند جایگزین می کنم و گاه جملات ساده ای را که بار اول نوشته ام اما بد فهمیده ام اصلاح می کنم. این گونه اشتباهات هم عمدتا در جملاتی پیش می آید که ساده ترند. چون جملات پیچیده پیش از نوشته شدن بارها خوانده می شوند.
- گاه با جملات، کلمات یا اصطلاحاتی مواجه می شوم که نه در فرهنگ لغت و نه در اینترنت می توانم رمزگشایی شان کنم. آنها اکثرا ریشه در فرهنگ زبانی یا مفاهیم رایج در میان ایتالیایی هاست که فقط باید از خود آنها کمک گرفت. پس گاه نیاز به کمک گرفتن از دوستان ایتالیایی هم هست.
- ترجیح می دهم قبل از سپردن کار به ناشر فرد دیگری کار را بخواند و عبارات نامفهوم و یا مانوس با زبان فارسی را مشخص کند. فکر می کنم این کار از عهده هر فرد کتابخوانی برآید. اما راه دیگری هم هست که امروز غالبا از آن استفاده می کنم. پس از پایان کار آن را مدتی کنار می گذارم و شروع می کنم به خواندن کتابهای دیگر، ترجیحا به زبان فارسی. با این کار ذهنم از اسارت کلمات و جملات متن ایتالیایی آزاد می شود. از این رو، وقتی به ترجمه ام برمی گردم آن را با نگاه یک خواننده، و نه کسی که آن متن را ترجمه کرده، می خوانم و می توانم آنچه را که نامانوس، نامفهوم یا غیرمنطقی به نظر می رسد درک کنم و در پی اصلاحش برآیم.
این روندی است که در طی سالها کار ترجمه به آن رسیده ام، و نتیجه اش را در ویراستاری کارها می بینم. بطوری که کار اول، ویراستاری نسبتا سنگینی داشت، کارهای بعدی ویراستاری سبک و سبک تری را می طلبد و امید دارم که روزی به ویراستاری فنی محدود شود. اولین ویرایشی که روی کارم انجام شد- که در "اولین ترجمه" به آن اشاره کرده ام- و پس از آن ویرایشی که بر روی "یک زندگی دیگر" انجام گرفت- یعنی اولین کتابی که ترجمه کردم- تاثیر کیفی بر روی سایر کارهایم گذاشت. از این رو، تا ابد خود را مدیون آن دو بزرگوار می دانم.
گذشته از آن، همیشه از حمایت و یاری دوستان خوبی که با زبان ایتالیایی آشنایند برخوردار بوده ام و قدردان محبت هایشان هستم.
تصور می کنم گستردگی دنیای ترجمه است که اجازه می دهد ما با زمینه کاری مشترکی که داریم بدون تنگ نظری و احساس رقابت- که متاسفانه این روزها بین افراد بسیار حاکم است و منجر به زیرآب زدن و چوب لای چرخ گذاشتن می شود- در کنار یکدیگر قرار بگیریم و رودروی هم نایستیم. این ویژگی برجسته ترین امتیازی است که من را در این کار پایدار و امیدوار نگه می دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر